سفارش تبلیغ
صبا ویژن
منوی اصلی
تدبر در قرآن
آیه قرآن
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
خبرنامه
 
آمار وبلاگ
  • کل بازدید: 562483
  • بازدید امروز: 121
  • بازدید دیروز: 180
  • تعداد کل پست ها: 278
درباره
سیدمحمدحسن صالح[90]

منم مثل خیلی ها توی این عالم نفس می کشم . فقط دلم میخواد که زمین وزمان رو آلوده نکنم!

جستجو
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
وصیت شهدا
وصیت شهدا
کاربردی



ابر برچسب ها
دین[46] ، شهرضا[35] ، سیاسی[27] ، انقلاب[20] ، خاطره[18] ، سفرنامه هند[15] ، امام حسین[12] ، حجاب[10] ، پست مدرنیسم[10] ، سفرنامه عمره[9] ، رسانه[7] ، قم[7] ، انتخابات[7] ، امام زمان[7] ، اخلاق[5] ، امام رضا[5] ، غدیر علی ممیز[5] ، شادی[4] ، اجتماعی[4] ، پیامبر اکرم[4] ، حضرت معصومه[4] ، حضرت زهرا[3] ، دعا[3] ، انتخابات[3] ، امام خامنه ای[3] ، صبر[3] ، علم[3] ، عبادت[2] ، ماهواره[2] ، مرگ[2] ، مقاله[2] ، نوروز[2] ، سینما[2] ، سفرنامه هندوستان[2] ، زن[2] ، امام حسن عسکری[2] ، ازدواج[2] ، امام جواد[2] ، دوستی[2] ، خانواده[2] ، فلسطین[2] ، کتاب شناسی[2] ، کودک[2] ، شهادت[2] ، حضرت زینب[1] ، حکمت الهی[1] ، حوزه[1] ، بدعت[1] ، ترافیک[1] ، تهاجم فرهنگی[1] ، جنگ نرم[1] ، چهارشنبه سوری[1] ، امام حسن[1] ، اسرائیل[1] ، احترام به والدین[1] ، اخلاق[1] ، اربعین[1] ، آزادی[1] ، امام خمینی[1] ، امام سجاد[1] ، امام صادق[1] ، امام عسکری[1] ، امام علی[1] ، سفر نامه عمره[1] ، سفرنامه بوشهر[1] ، رضاخان[1] ، سفرنامه کردستان[1] ، شب قدر[1] ، شهید بهشتی[1] ، شهید مطهری[1] ، شیطان[1] ، هندوئیسم[1] ، ولایت فقیه[1] ، وهابیت[1] ، کتاب جدید[1] ، مسیحیت[1] ، معرفی کتاب[1] ، مفاتیح الجنان[1] ، عوض حیدرپور[1] ، عید غدیر[1] ، کودک[1] ، ماه رمضان[1] ، ماه شعبان[1] ،

جریان قیام اباعبدالله الحسین(ع) و یاران با وفایش همواره بعنوان یک سوال و معمای بزرگ پیش روی اندیشه وران جهان قرار داشته است. از یک سو و در نگاهی تاریخی ، حرکت خیرخواهانه جمعی معدود در مدت زمان کوتاهی تمامی فضائل، خوبی ها و هنجارهای اخلاقی و عاطفی را در خود جای داد.در این معجون قدسی آب نه صرفا به عنوان یک ماده طبیعی بلکه بعنوان یک حماسه و مرز میان حق و باطل نقش بازی کرد. در نیم روزی بزرگ ترین توبه ها رقم خورد. فرمانده دشمن توبه کرد و مسیحی مسلمان شد. مادر فرزند شهیدش را بدرقه کرد و فرزندان با پدر وداع. قطعا برای جهانیان هضم این واقعیت زمان بر است که یک نفر که از حیث علمی و هم چنین موقعیت اجتماعی(بواسطه انتساب به پیامبر) در موقعیت خوبی قرار داشت چگونه راضی شد که برای انجام اصلاحات در مسیر دینداری مردمان عصر خویش تن به شهادت بدهد . به قول چارلز دیکنر رمان نویس انگلیسی :اگر حسین برای ارضای خواسته های دنیوی خویش جنگیده بود، من نمی فهمم چرا خواهر، همسر و فرزندانش را همراه خود برد. این دلالت دارد بر اینکه او خالصانه خود را فدای اسلام کرد. از سوی دیگر آنچه که تمام سوالات پیش گفته را تحت الشعاع خود قرار می دهد جاودانگی این جریان و سربلند کردن آن در پیچ و خم روزگار است. درطول اریخ آزادیخواهان زیادی در راه مطالبات به حق و منصفانه خود دست از جان شسته ورخت سفر پوشیده اند اما بسیاری از این حرکت ها با وظجود قوت زیاد درپیچ و خم تاریخ به واسطه تغییر حکومت ها و منش ها و هم چنین پدیدار شدن جایگزین های پرشورتر به مرور حذف شده است. معجزه کربلا آنست که هیچ گاه از تاب نیفتاده، هر سال با فرارسیدن محرم این عزاداری پرشورتر و پر سوزتر به فرجام می رسد. این اکسیر ماندگاری را در کجا باید جست و جو کرد؟  اوج فجایع نیمروز کربلا، تشنگی،اصحاب، یک خواهر با وفا،موقعیت شناس و سخنور و یا همه اینها با هم. شکی نیست که فوق تک تک این عوامل دست غیب خداوند است که ما در اصطلاح آن را اراده الهی می نامیم. کربلا نه یک حادثه بلکه یک پیامبر است. دست قدرت و اراده خدا از آستین عاشورا بیرون زده است و نوعی خلود و ماندگاری را رقم زده است که جامعه شناسان کوچک و بزرگ در تحلیل و قانون یابی آن عاجز و درمانده شده اند. 

عزاداری بزرگ ترین نماد بیرونی این ماندگاری و خلود است.دو بال شعار و شعور هماره به عنوان مهم ترین مولفه های این حقیقت در طول تاریخ برشمرده شده است. در این میان شور حسینی با شعارها و نماد های مختلف در پیچ و خم حکومت های مخالف و موافق اهل بیت مظلومیت و حماسه خاندان آل عبا را به خوبی و با ظرافت تمام میراث داری نموده است. دسته های عزاداری، کاروان های نمادین اسرا،نوحه و مرثیه و مقتل خوانی، قربانی کردن و طبخ غذا جهت عزاداران تنها گوشه های از جلوه های سمعی بصری این شور است.شکی نیست که اگر شور و هیجانی همراه با معرفت و عمق تئوریک نباشد خواه ناخواه از مسیر خود منحرف و به بیراهه کشیده می شود اما از ان سو نباید فراموش کنیم که جذابیت منظومه یاد و نام قیام سید شهیدان بیش از بعد معرفتی وامدار بعد شور آن است. اگر قرار بود حقانیت خامس آل عبا صرفا از راه کتاب و تریبون و احیانا میزگرد منتقل شود مانند بسیاری از سوژه های داغ در پس فراز خویش، فرودی داشت و به فراموشی سپرده می شد.

این اهمیت و نقش بی بدیل نشان از آن دارد که در ابعاد آن باید به دقت نگریسته و تدبر شود. خوبی ها و نکات مثبت تاکید شود و انحرافات احتمالی زدوده شود. در سالیان اخیر و با رو شدن هر ساعته قدرت رسانه و برداشته شدن تمام مرزهای جغرافیایی و فرهنگی عزاداری خود به رسانه ای سترگ تبدیل شده است که مکانیزم های ان از قدرت جاذبه و یا دافعه بالایی برخوردار شده اند.مثال برجسته لزوم پالایش و نقد این شور در سالهای اخیر بحث قمه زنی است. سنتی که در عصر قاجار بدون هیچ گونه حاشیه ای در برخی نقاط انجام می شد اما امروز کوچک ترین مورد آن از چشم رسانه های معاند ومغرض مخفی نمی ماند و مانعی بزرگ در راه رسیدن مخاطب به عمق ایثار و فداکاری صاحبان کربلا به شمار می رود. فراتر از این مثال برجسته سوالات زیادی وجود دارد که حداقل تک تک ما باید نسبت به آن حساس باشیم. آیا تا بحال مولفه های این شور را واکاوی نموده ایم؟چه چیزهایی نباید در آن داخل شودو یا بهتر است وارد نشود و چه مواردی باید حتما در آن حفظ و یا تقویت شود؟ نسبت آن با حق الناس به چه منوال است؟ آیا شلختگی، عجله و بی نظمی جزء ذاتیات یک شور به شمار می رود به گونه ای استدلال کنیم اگر عزاداری بخواهد به صورت منظم و سازماندهی شده انجام شود از حرارت و جذابیت آن کم می شود؟ آیا عزاداری ضاحیه بیروت یک عزاداری ایده آل محسوب می شود و یا اینکه نظم عزاداری در بی نظمی آنست؟ آیا امام حسین (ع) ناراحت می شوند که غذائی که به اسم آن حضرت پخته می شود ( و بزرگ ترین اطعام داوطلبانه جهان به شمار می رود) به کام چند خانواده منتظر و در عین حال مستمند برسد که به هر دلیلی موفق به همراهی هیئتی نشده اند؟ ترافیک ایستگاه های متعدد صلوایت در یک منطقه جغرافیایی خاص ( مثلا مرکز شهر) را چگونه می توانیم ساماندهی کنیم تا این اخلاص و شور در همه مناطق جغرافیایی قابلیت نمایش و استفاده را داشته باشد؟پتانسیل این شور حسینی( و به طور خاص مصداق بارز آن یعنی هیئات مذهبی) در به جریان انداختن اخلاق حسینی چقدر است و ما به چه مقدار از این ظرفیت استفاده کرده ایم؟ آیا در هئیت رعایت اولیات اخلاقی را نهادینه کرده ایم؟احترام به بزرگان( اعم از ریش سفیدان، پیرغلامان و علما) را چطور؟ چگونه می توان اخلاص برپاکنندگان این شور که ضامن بقای آن بوده است را حفظ کنیم و خود را از بازی منم منم و هم چنین هیئت من! مسجد من! بیرق من! بلندگوی من! و هرآنچه که ذیل مفهوم خودنمائی جاخوش می کند، رها کنیم؟ایا از ظرفیتی به نام مدیریت هیئت برای تحویل مدیرانی در ابعاد کلان تر بهره جسته ایم؟ شور حسینی ما چقدر توانسته است بد دهانی را از جامعه عرفی حذف و یا محدود نماید؟ نذورات به عنوان یکی از مهم ترین ابعاد این شورآیا قابل مدیریت نیستند؟ داشتن هیئت های بیشتر و متنوع مناسب است (مانند اکثر شهرهای ایران )و یا مثلا جمع شدن همگانی در یک مکان معین و در قالب یک هیئت( مانند حسینیه اعظم زنجان)؟  آیا یک امر ساده مانند همخوانی ها و دم های هیئات با شعار سال و هم چنین حال و روز جهان اسلام تطابق دارد یا صرفا از چار دیواری روز دهم عاشورا بیرون نمی رود؟ مرز میان ابعاد مختلف شور حسینی و خطری به نام خرافات چقدر روشن و تبیین شده است؟امروزه استکبار ستیزی چگونه در این شور متبلور می شود؟ دخالت حکومت اسلامی در ساماندهی این شور صحیح و موثر است و یا غلط و اشتباه؟ ارتباط ناخواسته شور حسینی با واقعیات دردناکی مانند اسراف را باید چگونه تصحیح نمود؟ نماز به عنوان واجب الهی و هم چنین گل سرسبد سیره سید الشهدا در روز عاشورا چه جایگاهی دراین شور دارد؟ چه کنیم که این شور صرفا برای ما تبدیل به یک عادت نشود؟ چه کنیم که عزاداری دهه محرم صرفا یک تنفس ده روزه و تغییر ذائقه نسبت به دیگر ایام سال به شمار نرود؟ چه کنیم که اشک وآه معرفت تحت الشعاع سفره و آهن قرار نگیرد؟ فرق هیئت و حسینیه با یک پاتوق دید و بازدید چیست؟ ما از تنوع عزاداری ها چقدر در بعد بین المللی بهره برده ایم؟ تکلیف خرده فرهنگ ها در این شور چه می شود؟اصلا ما اجازه داریم که در دستگاه سید الشهداء ولو به نیت خیر اصلاح و پیرایش انجام دهیم و یا اینکه دستمان خشک و پایمان قلم می شود؟اینها سوالاتی است که بد نیست همه ما در رابطه با آن کمی اندیشه کنیم، تحقیق کنیم و در صورت نیاز اعلام موضع و راهکار نماییم. انشاء الله

 

 




برچسب ها : دین برچسب ها : امام حسین



 

آنچه که از قیام سیدالشهداء علیه السلام از سوی رسانه های مکتوب، دیداری و شنیداری به جهان تشنه معنا مخابره شده است قیامی مظلومانه و به حق است که صرفا درقالب مفاهیم و اعتقادات شیعی قابل توجیه است.در این ترجمان قیام کننده دشت نینوا در سال 61 هجری قمری امام سوم شیعیان معرفی می شود. این در حالیست که وقتی در میان صحبت ها و سخنرانی های حضرت سیدالشهداء از شروع هجرت خود از مکه به سوی کربلا درنگی می کنیم حضرتش در معرفی خود فراتر از مفاهیم اختصاصی شیعه ، بر ابن الرسول بودن خود تاکید نموده است.نتیجه ناخواسته تفسیر کربلا در قالب صرفا شیعی و ایجاد منطقه ممنوعه معرفتی اینست که خیل عظیمی از مسلمانان غیر شیعه را به طور خودکار از آشنا شدن با معارف اهل بیت دچار تردید و دل زدگی می کنیم به گونه ای که این تصور ایجاد می شود که غیر شیعه حق عزاداری بر اباعبدالله را ندارد. در این میان حتی برای مخاطبین غیر شیعی که سالیان متمادی بر اعتقادی ناهمگون با ما رشد و نمو یافته است ارتباط به حق و تردید ناپذیر میان شهادت مظلومانه سید الشهدا و انحراف نا بخشودنی سقیفه ، افشاگری و رک گویی می شود به گونه ای که مخاطب میان عزاداری و اقرار به مظلومیت و ظلم ستیزی نوه پیامبر و بین انکار اعتقاد خود در مساله خلافت متاثر از عوامل مختلف مانند تعصب، ترس از تبعات و ... قید عزاداری و بلکه تفکر درباره شهادت سیدالشهداء و عوامل آن را می زند و حتی این لجاجت و متعاقب آن بی خبری خودخواسته به جائی می رسد که مسلمانی حاضر می شود در میان عزاداران سید الشهداء فی سبیل الله و به امید بهشتی شدن حمله انتحاری انجام دهد.این تفسیر بد ذوقانه از قیام امام حسین(ع) ، عزاداری برآن حضرت را که سالیان دراز از مستحکم ترین نقاط اشتراک عملی و مناسکی میان شیعه و اهل تسنن(به غیر از ناصبی ها و سلفی ها) بوده است را تبدیل به نقطه افتراق و جدائی و بلکه دشمنی می نماید. این کیمیاگری مغرضانه! یعنی گوهر وحدت را  تبدیل به تخم نفاق کردن سناریویی است که در دهه اخیر شدت گرفته است. گاه خود خواسته و به تطمیع دلارهای روباه استعمار و گاه ناخواسته و به تحریک رسانه های شیعی نام و مغرض صفت!

 اما غنای معرفتی نیم روز نینوا به همین جا ختم نمی شود.در تعمیمی گسترده تر باید گفت ابعاد و آثار قیام سیدالشهداء می تواند نقطه اشتراکی نه فقط برای مسلمانان بلکه برای آزادیخواهان جهان و طالبان وصول به مقام انسانیت باشد. به دیگر سخن تمام کسانی که در کره خاکی در راه مبارزه با ظلم و استکبار گام بر می دارند می توانند و بلکه ناگزیرند که حول محور یک حادثه تاریخی اما تاریخ ساز به نام حماسه کربلا جمع شده و تمام نقاط افتراق خود را به اشتراک تبدیل کنند.نتیجه این فرایند مهم و البته دقیق این می شود که عزاداری سید الشهداء از نگاه مثلا یک اندیشمند مسیحی و یا حتی بی دین ، رسمی صرفا شیعی و یا هنجاری اجتماعی و سنتی مذهبی برای کشورهایی خاص( مانند پاکستان و ایران و عراق) تفسیر نمی شود(آنچنانکه در برخی از دائره المعارف ها اتفاق افتاده است)، بلکه بعنوان یک نیاز برای کل جهان تفسیر می شود. باز تکرار می کنم: یک نیاز و نه صرفا یک سوژه تاریخی .شاید اگرسستی رسانه ای نبود ما امروز هزاران نوع اقرار از نوع اعتراف گاندی را در چنته داشتیم که بر اساس آن می توانستیم  رساتر و محکم تر ادعا کنیم که تفکر ناب شیعی ظرفیت و قدرت رهبری کل جهان در مبارزه با ظلم و بیداد را دارد. قیام سید الشهدا حتی از نگاه برون دینی می تواند هویت یک ملت را تشکیل دهد و زبان مشترک در دفاع از تمامیت ارضی به شمار آید.در این مورد بازخوانی تکه کلامی نغز و پر معنا از پیرجماران آدمی را به وجد می آورد که به روشنفکران غربزده و مخالف عزاداری نهیب می زند که اگر راست می گویید و وطن پرستید بدانید که حب وطن تنها به عزای حسین(ع) مصداق می یابد: «ملت ما قدر این مجالس را بدانند، مجالسى است که زنده نگه مى‏دارد ملتها را. در ایام عاشورا زیاد و زیادتر... اگر بُعد سیاسى اینها را اینها بفهمند، همان غربزده‏ها هم مجلس بپا مى‏کنند و عزادارى مى‏کنند، چنانچه ملت را بخواهند و کشور خودشان را بخواهند.» (صحیفه امام/ج‏16/ص347) درست در همان سالها رزمندگان ایرانی با تمسک به قهرمانان حماسه کربلا و با شعار(یا حسین) و (یا ابالفضل) سنگر های دفاع را یک به یک پر می کردند در حالیکه حتی خرده نامی هم از کوروش و داریوش و خشایار شاه نبود.

کوتاهه آنکه:

1-صرف نظر از خباثت حکومت های مرتجع منطقه و سعی و اهتمام آنها در شیعه هراسی و ایران ستیزی، چه مقدار از تفسیر انحصار گرایانه از عاشورا معلول کم کاری ما و رسانه های شیعی است؟ در این نگاه بخشی و ناقص به کربلا، حماسه سید الشهدا(ع) و اصحابش در برابر مخاطب نامتعارف و ناآشنا به شیعه، به عنوان امام سوم شیعیان و نه فرزند پیامبر عرضه می شود.هم چنین در برابر مخاطب جهانی به جای دست گذاشتن روی نقاط اشتراک نقاط مبهم و غیر قابل تفسیر برجسته می شود. بگذریم از دست های پلیدی که از این بالاتر رفته و عملی مشمئز کننده مانند قمه زنی را به عنوان مترادف تاسوعاو عاشورا به جهان مخابره می کنند.

2- از نیم روز کربلا چهارده قرن می گذرد. به دسته های عزا که می نگری گو اینکه اینان به تازگی داغ پدر را دیده اند.این جاودانه ماندن که با هیچ فرضیه مادی قابل هضم نیست ایا ارزش معرفی شدن به جهان و قلب های تشنه معنویت را ندارد.آیا از ظلم ستیزی امام حسین به اندازه مظلومانه کشته شدنش سخن گفته ایم؟ آیا برای جهان کربلا را حماسه تفسیر کرده ایم یا صرفا یک مقتل؟ آیا عاطفه کربلا را برای مخاطب منزجر از خشونت تبیین کرده ایم؟ آیا از عرفان کربلا برای بشر مسحور معنویت های کاذب تحفه ای فراهم کرده ایم؟ آیا توانسته ایم جهان را قانع کنیم که عزاداری و زنده نگه داشتن این قیام یک ضرورت و نیاز وافر است و نه صرفا یک شرق شناسی ناقص و بی مصرف!پس بیاییم سید الشهداء را برای فرزندانمان به عنوان مقتدای شهید روضه کنیم، برای هم کیشانمان به عنوان فرزند پیامبر و یک مسلمان واقعی روایت کنیم و برای همنوعانمان به عنوان یک انسان مبارز هدیه کنیم... 

 




برچسب ها : دین برچسب ها : امام حسین



 




برچسب ها : امام حسین



 

آن سان که حرامیان در ماه محرم الحرام حرمت و حریم سومین امام معصوم را شکستند فکر نمی کردند که آوازه این حرمت شکنی تا قرن ها و بلکه تا قیام قیامت گوش شنوای فلک را پرکند و اهل زمین را داغدار و ماتم زده. در باره عزاداری زمینیان زیاد دیده ایم و شنیده ایم اما عزاداری اسمان و اهل ان را هنوز که هنوز است تصویر و صدا نداریم که با چشم و گوش سر بشنفیم ودیده تر کنیم.  خبرها حاکی از ان است که شور حسینی درمیان اهل اسمانها بیش از این کره خاکی اما مغرور است. یکی از مهم ترین اسناد درباره محرم فرازمینی ها خودِ زیارت عاشوراست: وجلت و عظمت مصیبتک فی السموات علی جمیع اهل السموات.

براستی این اسمانیان چه کسانی هستند؟ توهم و مثال نیست. اجنه هم نیستند.عرفا و اولیاء الله هم مراد نیست.بعضی علما ملائکه را از مصادیق بارز اهل السموات می دانند. ولی این آخر راه نیست.روایات ما تصویر جسته و گریخته ای از اهل السموات ارائه کرده اند که دید زدن برخی از آنها شگفت انگیز است:

آنان از قیافه مردمان زمین می فهمند کدامشان اهل تواضعند..... علی بن ابیطالب ع را به عنوان امیرالمومنین صدا می کنند.......اهل بیت در میان آنها هم به عنوان کریم ترین مخلوقات به رسمیت شناخته شده اند.ولایت برآنها عرضه شده، برای امام حسین ع گریان و بی تابند. عزاداری انها برای امام جواد هم در بعضی منابع نقل شده است.اهل آسمان ها بی صبرانه منتظرند که امام زمان ع ظهور نماید.گو اینکه قبل از ظهور ظلم سراسر قلمرو آنان را نیز فرامی گیرد.....اهل آسمان ها هم به مانند ما به هنگام نفخ صور اول می میرند..... هم چنین آنها هم نمی توانند ارج وقرب روزه ماه رجب و هم چنین صدقه بجا و شایسته را اندازه گیری کنند.

اهل آسمان ها همصدا با کل عالم هستی بر معلم و تعلیم دهنده خیر و نیکی ، درود می فرستند.از سوی دیگر در آخرالزمان بر بعضی از زمینی ها که پوشش خاصی دارندو به طور دائم پشمینه پوش هستند نفرین میکنند.

سلام ما بر اهل آسمان های هفت گانه ....... 

 




برچسب ها : دین برچسب ها : امام حسین



گاه به گاه خوبست حادثه ها را از بالا نگاه کنیم . تا آنجا که قدمان قد می دهد بالا برویم و به اندازه سوی دیده هامان دید بزنیم. به یقین  که  تاریخ هم  ناز و عشوه کم ندارد و خودش را بی دردسر و کم زحمت به ما نشان نمی دهد اما ناامید نشویم که میراثی داریم که اگر بخواهیم دلباخته آن شویم و بپریم وسط آن بهایش کل عمرمان است تا شب و روزمان را نقدش کنیم و باز از گوشه و ساحت دیگری از آن وامانده ایم....

درباره عاشورا زیاد نوشته اند. زیادی که باز خیلی کم است و ناقص .چه قلم زن ها که عاشورا ونقاشان زبردستش را مهمان صفحه های پوستی و کاغذی کردند و حتی گاه از جور زمان، خود دست قلم شد عین علمدار نینوا.با اینکه می دانیم و مطمئنیم تا قبل از قرن پنجم شیعیان زیادی کتابت کرده اند درباره کربلا اما امروزه به هر سو و دلیل  زیاده بر زیادش به دست ما نرسیده است و فقدان بحث برانگیزشان خود کربلایی به پا کرده اند در عرصه قلم. آنچه از آب معرفت از قرن پنجم به این سو ارزانی مان شده است را می توان در دو سبوی بزرگ خلاصه کرد. اکثر کتاب هایی که تا قرن سیزدهم درباره کربلا نگاشته شده است کلماتی همچون بکاء، دمع،دم و  رثا را یدک می کشند چه اینکه این کلمات حتی به عناوین این کتاب ها هم راه یافته و ادبیات مراثی عاشورا را رقم زدند. این نگاه عاطفی به کارستان خامس آل عبا گرچه لازم بود و ستودنی اما گاه افراط در آن حجابی می شد برای فتح قله های بزرگ دیگری که مستور مانده بودند در عاطفه قتلگاه. از دو قرن قبل حجاب عاطفه کنار رفت و کربلا شد حماسه.بکاء العیون شد واقعه الطف و مقتل الحسین شد حماسه حسینی و ده ها نمونه دیگر. بعد سیاسی امام معصوم برای بدفهمان از دین بیشتر هویدا شد و کم کم از فرجام سید شهیدان  به جای مقتل( به معنای قتل و کشته شدن)و مصرع( محل فرود آمدن) تعبیر شد به شهادت. سینه زنی و زنجیر زنی و اشک و آه کم که نه بلکه زیاد شد و شور انگیز اما ذهن ها در کنار چگونگی پرپر شدن لاله های عطشان حسین نیم نگاهی هم داشتند به چرایی آن. تطور کربلا از مقتل به حماسه سختی ها را آسان کرد، دژخیمان شاه را بیچاره کرد و سر آخر رهبر نهضت صادقانه گفت: ما هرچه داریم از محرم و صفر است.

و اما این حماسه هنوز ناگفته های زیادی دارد؟ حماسه ای باید دوباره رقم زد...




برچسب ها : امام حسین


صفحات :
|  1  2  3  >  |