سفارش تبلیغ
صبا ویژن
منوی اصلی
تدبر در قرآن
آیه قرآن
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
خبرنامه
 
آمار وبلاگ
  • کل بازدید: 562475
  • بازدید امروز: 113
  • بازدید دیروز: 180
  • تعداد کل پست ها: 278
درباره
سیدمحمدحسن صالح[90]

منم مثل خیلی ها توی این عالم نفس می کشم . فقط دلم میخواد که زمین وزمان رو آلوده نکنم!

جستجو
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
وصیت شهدا
وصیت شهدا
کاربردی



ابر برچسب ها
دین[46] ، شهرضا[35] ، سیاسی[27] ، انقلاب[20] ، خاطره[18] ، سفرنامه هند[15] ، امام حسین[12] ، حجاب[10] ، پست مدرنیسم[10] ، سفرنامه عمره[9] ، رسانه[7] ، قم[7] ، انتخابات[7] ، امام زمان[7] ، اخلاق[5] ، امام رضا[5] ، غدیر علی ممیز[5] ، شادی[4] ، اجتماعی[4] ، پیامبر اکرم[4] ، حضرت معصومه[4] ، حضرت زهرا[3] ، دعا[3] ، انتخابات[3] ، امام خامنه ای[3] ، صبر[3] ، علم[3] ، عبادت[2] ، ماهواره[2] ، مرگ[2] ، مقاله[2] ، نوروز[2] ، سینما[2] ، سفرنامه هندوستان[2] ، زن[2] ، امام حسن عسکری[2] ، ازدواج[2] ، امام جواد[2] ، دوستی[2] ، خانواده[2] ، فلسطین[2] ، کتاب شناسی[2] ، کودک[2] ، شهادت[2] ، حضرت زینب[1] ، حکمت الهی[1] ، حوزه[1] ، بدعت[1] ، ترافیک[1] ، تهاجم فرهنگی[1] ، جنگ نرم[1] ، چهارشنبه سوری[1] ، امام حسن[1] ، اسرائیل[1] ، احترام به والدین[1] ، اخلاق[1] ، اربعین[1] ، آزادی[1] ، امام خمینی[1] ، امام سجاد[1] ، امام صادق[1] ، امام عسکری[1] ، امام علی[1] ، سفر نامه عمره[1] ، سفرنامه بوشهر[1] ، رضاخان[1] ، سفرنامه کردستان[1] ، شب قدر[1] ، شهید بهشتی[1] ، شهید مطهری[1] ، شیطان[1] ، هندوئیسم[1] ، ولایت فقیه[1] ، وهابیت[1] ، کتاب جدید[1] ، مسیحیت[1] ، معرفی کتاب[1] ، مفاتیح الجنان[1] ، عوض حیدرپور[1] ، عید غدیر[1] ، کودک[1] ، ماه رمضان[1] ، ماه شعبان[1] ،

از همان قدیم و ندیم جماعت پارسی قصه ها و کل کل کردن ها داشته اند با تکنولوژی و به قولی مظاهر تمدن جدید. به مرور زمان و تغییرات کلان در نوع نگاه مردم( چه خواص و چه عوام) این مهمانان پیچیده و غرب آشنا به سرعت شدند خودی و بچه محل خودمان. البته این خودی شدن ها خود دارای مراتب مختلف بود. برخی خوش نشینی ها خیلی زود اتفاق افتاد و سریع جزء لاینفک زندگی مردم شد و برخی با تاخیر. موبایل از مصادیق بارز و بلکه شاه بیت قسم نخستین است. وسیله ای ارتباطی که به سرعت از یک شیء قلمبه چند صد گرمی تبدیل شد به نازدانه خوش دست و فراگیر چند گرمی به طوری که اگر یک روز آن را همراه نبریم احساس می کنیم تکه ای از وجودمان کم و در خانه جامانده است. از دست کارخانه دارها و تجار و مسئولین وهم چنین قیمت سرسام آور رسید به دست تک تک مردم حتی بچه های تازه از شیر گرفته شده با انواع قیمت های ارزان اعتباری! در این میان اپراتور جدید تلفن همراه در کشورمان  با برند تجاری رایتل چند شبانه روزی هست که در میان تبلیغات رسانه ای مخصوصا تلویزیون خودنمایی می کند. عکس العمل ها نسبت به رایتل در کشورمان حداقل به سه دسته تقسیم می شود. در اولین نگاه برخی طرفدران رایتل گاه جوری درباره امکانات بکر وهم چنین ضرورت آن ، صحبت می کنند که انگار از نان شب هم  واجب تر است .فهرست کردن مدام فوائد رایتل و تاکید بر خصوصیت چشم پرکن آن یعنی امکان مکالمه تصویری چیزی مثل نماز یومیه شده است که در شبانه روز چند بار تکرار می شود.بعد هم با کمال افتخار می گویند : شنیدن کی بود مانند دیدن ؟ گروه دیگری که محتاطانه تر عمل می کنندرایتل را نه نان شب و یا چیزی شبیه آن بلکه مانند چاقوی دولبه   می دانند که در دست نااهلش آلت قتاله می شود و در دست اهلش ابزار جراحی . می گویند رایتل در کنارفوائد بی شمار مضراتی هم دارد که در استفاده از آن باید فرهنگ استفاده اش هم به جامعه تزریق شود. در نگاه سوم رایتل چیزی مثل مواد مخدر به حساب می آید که نه منافع حداکثری و یا نسبی بلکه فواید اقلی دارد. مخدرات  بلاخره فوائدی دارد ولو در پزشکی ولی این استفاده های عاقلانه در برابر مضرات ان اصلا به شماره نمی آید . اگر بخواهم از قرآن مثال بزنم مانند شراب است که خود قرآن تصریح به فایده داشتن آن می کند ولکن دعوتمان می کند که دو دو تا کردن و اینکه مضرات ان بسیار بیشتر از نفعش است به طوری که شارع حکیم قانع شده است برای حرام کردن ان . حال در مورد رایتل هم با وجود فوائدی که دارد آنقدر باب بزه و سوء استفاده را زیاد باز می کند که برخی مراجع تقلید را قانع کرده است که نسبت به آن واکنش منفی نشان دهند.در تبلیغات رایتل شدیدا از حس عاطفه مخاطب سوء استفاده شده است. اینکه پدری دور از وطن و کاشانه کارنامه خوش نمره فرزندش را از نزدیک ببیند دروغ و بد نیست اما تمام ماجرا هم نیست. خود گردانند گان رایتل هم خوب می دانند با توجه به  شرایط بی سامان فعلی کشور از نظر فرهنگی، پیش و بیش از رد وبدن شدن کارنامه ، تصاویر مربوط به ناموس همین مردم است که با رایتل این سو و ان سو دست گردان می شود و این دقیقا آخرین هجمه ها به حریم خصوصی به حساب می آید. گاه ولع شدید به مدرن شدن در میان طبقات بالا دستی مدیریت کشور هوش و ذهن را می رباید از اینکه اندک نگاهی کنند به مضرات واردات تازه از راه رسیده .برخی دفاع ها از رایتل هم قابل تامل است! آیا براستی رایتل فراگیر و آسان و ارزان و غیر قابل کنترل همان چت تصویری غیر فراگیر و کم سرعت و قابل کنترل نسبی است؟ آیا اینکه در سال هزار و چهارصد و اندی بلاخره مجبور به استفاده از آن هستیم مجوز استفاده در این زمان که ضرورتی هم ندارد می باشد؟آیا رایتل یک ضرورت و واجب تر از نان شب است و یا اینکه .....





برچسب ها : پست مدرنیسم برچسب ها : رسانه



خانواده کلمه ای کوچک و لاغر اندام اما دراز دامنه  که حاشیه ها و بند وبیل آن آدمی را تا دم مردن که هیچ تا وقت نفخ صور و بساط حساب و کتاب اعمال هم رها نمی کند. سیبل و هدفی  ارزشی برای  رگبارهای فرهنگی متخاصم و کوچک ترین نهاد اجتماعی که انرژی نهفته ای دارد بسی بالاتر از نیروی اتم و صد البته محبوبیتی که آخرین رسول پروردگار با افتخار تمام از آن به عنوان محبوبترین بنیاد هستی یاد نمود . در علوم اجتماعی درباره خانواده یک تعریف کم وبیش مقبولی وجود داردکه بر اساس آن ارکان اساسی خانواده را مرد و زن تشکیل می دهند و نتیجه طبیعی ان هم فرزندانی هستند که از پیوند این دو عنصر به وجود می ایند. این خانواده وقتی قانونی است و از حقوق و مزایای تعریف شده در قانون استفاده می کند که به وسیله ازدواج و قرارداد میان طرفین بر اساس اصول پذیرفته شده در نظام ارزشی و حقوقی جامعه انجام پذیرد.این قرارداد براساس دین و ملیت و حتی جغرافیا ممکن است تفاوت های فاحشی با هم داشته باشد اما دریک چیز مشترکندو آن بی در وپیکر نبودن تشکیل خانواده است!

اما این نه اخر کار بلکه تازه اول ماجرا بود. بد نیست که دغدغه هایی که در گذشته دانشمندان علوم مختلف مربوط با خانواده داشتند را با دغدغه های نامیمون و بیگانه از فطرت انسانی امروز جهان مقایسه و برانداز کنیم. این پرسش که بر اساس معیار های ارزشی علاوه بر تک همسری آیا چند همسری هم مجاز است؟ و یا اینکه فرزند خواندگی چه نقش و جایگاهی در خانواده دارد و آیا شرعا و قانونا جزء خانواده به شمار می رود.و یا مثلا این چالش فراگیر  که برای استفاده و بهره وری از حقوق وسیع خانواده آیا ازدواج دائم شرط است یا همراهی موقت زوجین هم کفایت می کند و خیلی از دغدغه های دیگر اگر چه از سوی ادیان و مکاتب پاسخ های مختلف و حتی متضاد می یافتند اما دریک قانون نانوشته هم سفره بودند و آن اینکه خانواده از یک زن و مرد و براساس یک قرارداد تعریف شده تشکیل می شود و در مرحله بعد است که این سوالات روی کار می آیند.

اما جهان که عوض شد دغدغه ها هم به طور ناشیانه ای عوض شدند و لباس پست مدرنیسم پوشیدند. این جهان مکانیکی آنقدر رنگ باخته و تغییر کرده که در کمال وقاحت آنهم به اسم علم و معرفت تعریف های جدیدی از خانواده به میان آمده است. طبق این سقوط بزرگ اولا خانواده ارزشی ندارد و تازه  اول قرنی( بر وزن اول صبحی!) بحث می کنند که خانواده ضرورت دارد یا نه؟  در مرحله بعد لزومی ندارد که این نهاداجتماعی از دو جنس مخالف تشکیل یابد بلکه دو مرد و دو زن و حتی بیشتر قرارداد می بندند که با هم ازدواج کنند. در این وادی فرزند یک مانع بزرگ است و تنها توجیه فرزند آوری نه ابراز عاطفه والدینی بلکه تولید نیروی کار بیشتر است. البته لازم هم نیست که این فرزند از ارتباط طبیعی میان همسران به وجود امده باشد بلکه می تواند از راه های مختلف به دست آمده و نگهداری شود و چه بسا تبدیل شود به یک کالای صنعتی و قابل فروش و عرضه مشترک! طوری که اگر کسی هوس فرزند کند زحمت بارداری و بچه داری را به خود ندهد و براحتی برود و ان را تهیه کندعین سیب زمینی و پیاز و شاید هم راحت تر!.

خدایا ! چه شده است ؟ ایا ماهیت انسان ( یا همان حیوان ناطق!) عوض شده است و باید بی خیال فطرت مشترک شویم که اتفاقا چنین ادعایی هم در غرب شده است و یا اینکه شهوت و هوس پدر عقل و منطق را در اروده است به طوری که با نفوذ در طبقه روشنفکر و موثر جهان و هم چنین لایه های حکومتی و قانونگذار به راحتی یک هم جنس باز به مجلس سنای آمریکا راه پیدا می کند؟ آیا در اینده ای نه چندان دور می توان از ازدواج به عنوان نهاد کارامد بشریت و خانواده به عنوان هسته مرکزی جامعه آنهم نه فقط در میان دائره المعارف ها و مباحث نظری بلکه در متن زندگی یاد کرد؟.


 




برچسب ها : خانواده برچسب ها : پست مدرنیسم






برچسب ها : پست مدرنیسم



بعضی آدم های رنجور و متنفر از زندگی را وقتی کنارشان می نشینی وگرم می گیری و درست در همان حالتی که به دنبال کلید حل مشکلشان تمام اطلاعاتت را زیر ورو می کنی متوجه می شوی که غالبا پول یا مقام نمی خواهند ، از همدم وهمنوا هم بیزارند ، از تحصیلات وکلاس بالا هم بی بهره نیستند.فقط یک مشکل دارند وآن اینکه کتاب زندگی شان ویرگول(،)ندارد.یعنی سخت محتاجند به یک توقف و رها شدن از تکرار و روز مره گی ملال آور.پریدن از نظم مدرن و لحظه ای تفکر در باره آنچه بوده ایم وآنچه هستیم ویا باید بشویم.تفکر درباره داشته ها و راه رسیدن به نداشته های معقول ومشروع.

کم وبیش همه مان با کتاب سروکار داریم.معمولا در هر پاراگراف بعد از چند کلمه قلمبه سلمبه ، یک ویرگول جاخوش کرده است و به ما چشمک می زند.گاهی اگر نباشد و یا جایش تغییر کند اصلا معنا عوض می شود مانند آن مثال معروف(بخشش لازم نیست اعدامش کنید)گاهی به کلام لطافت خاصی می بخشد و گاه فقط به درد رفع خستگی می خورد.

ما انسانها هم در طول زندگی مان و کتاب عمرمان به ویرگول ها وتوقفگاه هایی نیاز داریم. تکرار دردی است که سالهاست غرب فرهنگی از آن رنج می برد و ناله اش به همه جا بلند شده است.زندگی صنعتی با پیشانی بند سرعت و با قوی ترین غلطک ها ، عملا تمام برجستگی ها و ویرگول ها را حذف  وتبدیل به نقطه نموده است.تفسیر زندگی در خوش بینانه ترین حالت شده است خواب وخوراک وکار .هیچ با خود فکر کرده ایم چرا با اینکه امکانات بیشتر وبهتر از گذشته شده است اما مانند نیاکانمان از زندگی ونفس کشیدنمان و به طور کلی بودنمان در عالم  لذت نمی بریم؟هیچ شده است که گاهی با خودمان اختلاط کنیم؟آیا تا بحال شده یکبار فقط محض رضای دل خودمان ونه به امید فیش حقوقی به صدای گنجشکهای  صبحگاهی که در حیاط یا کوی وبرزنمان به دنبال تکه نانی خشک قیامتی به پا می کنند، گوش فرادهیم.آیاتا بحال حاضر شده ایم برای مشاهده لبخندهای معصومانه یک نوزاد تکرار را بشکنیم و خارج از برنامه عمل کنیم؟ آیا تابحال لذت مناجات با خالق را به خورد روحمان داده ایم و آیا.......

 




برچسب ها : پست مدرنیسم



دهه شصت را رد کرده بودیم .رسیدیم به سال هفتاد وچند.یک و دو وپنجش را فراموش کرده ام.فقط یادم می آید که در مدرسه بچه ها با آب وتاب خبر از تکنولوژی نوبری می دادند به نام موبایل.وسیله ای  بدقواره ولی کلاس دار که هر چقدرهم که تقلا می کردی در جیب جا نمی شد، همه جا هم آنتن نمی داد وعین بچه باید تر وخشکش می کردی.اما این تازه اول کار بود.موبایل هر روز کوچکتر وبه روز تر و از آنطرف فراگیرتر شدبه طوری که بچه های قد ونیم قد هم قبل از اینکه بتوانند بابا ومامان را تلفظ کنند بجای جغجغه ، با گوشی های رنگ ووارنگ همدم شدند! حالا دیگر برای خیلی ها موبایل واقعا همراه  شده است .در خواب وبیداری ، در مقدس ترین جاها هم رهایمان نمی کند وبا عزیزترین کسانمان رقابت تنگاتنگ دارد.موبایل امروزه جوان رعنایی شده است. عضو خانواده ها شده است ودر سرزمین پارسیان طبق آمار حداقل پنجاه میلیون از آن را می توانی به راحتی پیدا کنی ......

موبایل خوب است ویا اینکه اططلاحا جیز است!؟ اما وشاید را کنار بگذارید....در اینکه نمادی از تکنولوژی است و فرهنگ خاص خودش را به خورد ما می دهد هم شکی ندارم.دروغ هم نیست که موبایل ایجاد فاصله کرده است میان برادر وبرادر وحتی همسایه وهمسایه. به نوبه خود فساد آور است و سلاح ابلیس.خمیری است که هر نوع طرحی را با آن می شود جفت وجور کرد ولی زیبائی هایی هم دارد....

عیدهای ملی ومذهبی ترافیک دیدوبازدیدهای پیامکی است.نگویید که اس ام اس جای صله رحم را غصب کرده است چون که در عصر قحطی عاطفه ها ودر زمانی که بوق ماشین جائی برای شنیدن نم نم باران نمی گذارد همن چند حرفی هم که برای عرض تبریک رد وبدل می شود غنیمت است. بسیاری از معارف الهی در قالب حدیث آیه وحکایت را از همین راه می توان انتقال داد.خیلی دلخوری ها را می شود سربسته حل وفصل کرد.بعضی ها را نصف شب به یاد خدا انداخت! والبته دوستان را به یاد هم.

ولی .....یادمان باشد که همراه ما فقط خداست .فقط وفقط ............خدددددددددددددددددددددددا




برچسب ها : اخلاق برچسب ها : پست مدرنیسم


صفحات :
|  1  2  >  |