سفارش تبلیغ
صبا ویژن
منوی اصلی
تدبر در قرآن
آیه قرآن
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
خبرنامه
 
آمار وبلاگ
  • کل بازدید: 562476
  • بازدید امروز: 114
  • بازدید دیروز: 180
  • تعداد کل پست ها: 278
درباره
سیدمحمدحسن صالح[90]

منم مثل خیلی ها توی این عالم نفس می کشم . فقط دلم میخواد که زمین وزمان رو آلوده نکنم!

جستجو
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
وصیت شهدا
وصیت شهدا
کاربردی



ابر برچسب ها
دین[46] ، شهرضا[35] ، سیاسی[27] ، انقلاب[20] ، خاطره[18] ، سفرنامه هند[15] ، امام حسین[12] ، حجاب[10] ، پست مدرنیسم[10] ، سفرنامه عمره[9] ، رسانه[7] ، قم[7] ، انتخابات[7] ، امام زمان[7] ، اخلاق[5] ، امام رضا[5] ، غدیر علی ممیز[5] ، شادی[4] ، اجتماعی[4] ، پیامبر اکرم[4] ، حضرت معصومه[4] ، حضرت زهرا[3] ، دعا[3] ، انتخابات[3] ، امام خامنه ای[3] ، صبر[3] ، علم[3] ، عبادت[2] ، ماهواره[2] ، مرگ[2] ، مقاله[2] ، نوروز[2] ، سینما[2] ، سفرنامه هندوستان[2] ، زن[2] ، امام حسن عسکری[2] ، ازدواج[2] ، امام جواد[2] ، دوستی[2] ، خانواده[2] ، فلسطین[2] ، کتاب شناسی[2] ، کودک[2] ، شهادت[2] ، حضرت زینب[1] ، حکمت الهی[1] ، حوزه[1] ، بدعت[1] ، ترافیک[1] ، تهاجم فرهنگی[1] ، جنگ نرم[1] ، چهارشنبه سوری[1] ، امام حسن[1] ، اسرائیل[1] ، احترام به والدین[1] ، اخلاق[1] ، اربعین[1] ، آزادی[1] ، امام خمینی[1] ، امام سجاد[1] ، امام صادق[1] ، امام عسکری[1] ، امام علی[1] ، سفر نامه عمره[1] ، سفرنامه بوشهر[1] ، رضاخان[1] ، سفرنامه کردستان[1] ، شب قدر[1] ، شهید بهشتی[1] ، شهید مطهری[1] ، شیطان[1] ، هندوئیسم[1] ، ولایت فقیه[1] ، وهابیت[1] ، کتاب جدید[1] ، مسیحیت[1] ، معرفی کتاب[1] ، مفاتیح الجنان[1] ، عوض حیدرپور[1] ، عید غدیر[1] ، کودک[1] ، ماه رمضان[1] ، ماه شعبان[1] ،

 

دانشمندان می گویند که بدترین مکان برای مطالعه، اتاق خواب است.علتش هم تفریبا واضح است،چون شما حتی اگر استراحت کافی هم کرده باشید بعد از چند دقیقه حضور در اتاق خواب عملا با فضای خاصی مواجه می شوید که شما را به خوابیدن ترغیب کرده وکم کم پلک های شما هوس می کنند که همدیگر را در بغل بگیرند!هم چنین اکثر دانشجویان واهل تحصیل معتقدنداصولا مطالب علمی ودقیق در کتابخانه ها بهتر فهمیده می شود تا مثلا در اتاق خوابگاه و... مکان وفضای وجودی در حسن فهم وسوءفهم نقش خیلی کلیدی دارد.

مکان زندگی نوعی همجواری به حساب می آید .مگر نه اینکه روایات دین ما یکی از شرایط دوست خوب را این می داند که با دیدنش به یاد خدا بیفتیم(من یذکرکم الله رویته)در مورد مکان هم همین طور است.خاک های مختلف خود قصه های گویایی هستند از بار ارزشی که به همراه دارند.از یک سو نماز خواندن در زمین های شوره زار کراهت دارد واز سویی دیگرامام صادق علیه السلام خوابیدن در شهر مکه را نوعی عبادت برمی شمارند.

راز این عزت وذلت ها چیست؟چرا اولین گزینه ای که با شنیدن نام قم به ذهنتان می آید با اولین گزینه ای که باشنیدن مثلا تهران وشیراز به ذهنتان خطور می کند متفاوت است.دینداری در قم بوی دیگری دارد.در همه جای عالم،تشیع واسلام ناب را با قم وحوزه علمیه اش پیوند زده اند.سرزمینی که به شهادت احایث بیشترین تعداد از 313یار امام زمان (عج)را از آن خود کرده است ودر طول تاریخ مامن وماوای شیعیان به شمار می آمده است.کلان شهری که با وجود بیش از یک میلیون جمعیت ومهاجران بسیار ،یادگار حضرت زهرا(س)یعنی چادر را بیش از بقیه جاها می توان یافت.نه خاک قم حاصلخیز است که کسی به امید زراعت بیاید ونه هوای دلچسبی دارد که اهل سیاحت را به خود جذب کند.تمام دار وندار قم گوهری است بنام بی بی فاطمه معصومه(س)

اما... اگر به درستی گفته می شود که کشور ما در تیررس تهاجم فرهنگی است در تتمه اش باید گفت که قم تحت تهاجم خاص فرهنگی قرار گرفته است.هم بودجه اش خاص است وهم شگردهایش!چون قم دیده بان عالم تشیع است وزدن دیده بان کار همه کس نیست.

خدایا!

من را شکر گزار این نعمت یعنی تنفس در معنویت قم و آشیانه اهل بیت قرار بده. 




برچسب ها : حضرت معصومه برچسب ها : قم



قحطی وخشکسالی سامرا را فرا گرفته بود.کشت زارها از خشکی همرنگ آفتاب شده بودند ولب های تشنه هر روز داغشان سنگین تر می شد.اوضاع آنقدر بحرانی بود که خلیفه عباسی مجبور شده بود که غرور خلافت را کنار گذاشته واز امام حسن عسکری (ع)که سالها بود در زندان او اسیر بود درخواست اقامه نماز باران را نمود.لطف امام نسبت به امت رسول الله باعث می شود درخواست دشمنش را رد نکند وفردای آن روز امام یازدهم شیعیان به همراه خیل عظیمی از مسلمانان پابرهنه عازم بیابان شدند ونماز را اقامه کردند.این عمل سه روز تکرار شد اما انگار آسمان از این روضه به گریه نیفتاد وقطره بارانی نیامد که نیامد.

روز چهارم خبری عجیب در شهر پیچید...زلزله ای اعتقادی پایتخت حکومت اسلامی را لرزاندوهمه را در بهت وتعجب فرو برده بود.خبر از این قرار بود که مسیحیان به همراه پیشوای خود به بیابان رفته واز خداوند طلب باران کرده اند وهمه اهل سامرا شاهد بودند که باران مفصلی شهر تشنه شان را فراگرفت.برخی از مسلمانان این حادثه را اتفاقی دانستند.اما نه....این حادثه در روز بعد تکرار شد وباز باران آمد.هرقطره باران که به پائین می آمد عرق تردید مسلمانان هم پایین می ریخت که نکند راه را اشتباه رفته ایم ویا....

خبر به گوش حجت یازدهم خدا در زندان رسید.زمان،زمانی بود که باید دین حق را از شک وشبهه نجات داد.حضرت فرمودند که فردا عازم بیرون شهر می شوم و شک را از بین می برم.

روز سوم شد.پیشوای راهبان با راهبان همراهش به همراه امام عسکری یعنی تنها دلخوشی مسلمین به بیرون شهر رفتند.امام وقتی راهب را دیدند که دست به دعا بلند کرده است ،به یکی از غلامانش دستور داد که دست راست آن راهب را بگیرد وآنچه میان دو انگشت اوست بگیرد.او فرمان حضرت را مو به مو انجام داد واز میان دو انگشت راهب استخوان سیاهی را گرفت وآورد.مولای ما آن را گرفت ،سپس به راهب فرمود:حالاطلب باران کن! باران که نیامد هیچ ،چند ابری هم که در آسمان بودند کنار رفتند.

خلیفه پرسید :ای ابامحمد این استخوان کیست؟

فرمود:این استخوان یکی از پیامبران الهی است واین مرد از نسل آن پیامبر است که این استخوان به دست او افتاده است .هرگز کسی استخوان پیامبری را بیرون نمی آورد ودعا نمی کند مگر اینکه از آسمان باران می بارد.

منبع:بحار الانوار،ج50،ص270،حدیث37




برچسب ها : امام حسن عسکری برچسب ها : مسیحیت



آیا تابه حال نظر واقعی خودتون راجع به دین رو  زیر ذره بین گذاشتید؟منظورم تعریف دین نیست که در این یه قلم فیلسوفان دین سنگ تمام گذاشته اند وتا کنون بیش از صد تعریف رنگارنگ از این ور واونور عالم به دست ما رسیده است.منظورم اینه که ما تا چه حد برای آموزه های دینی وحلال وحرام خدا ارج وقیمت قائلیم.در وهله اول جواب می دهید که این دیگه چه سوالی است.معلومه که دین چیز خوبی است .بر منکرش هم لعنت.

اما کمی ریز تر شویم وصریح تر.خیلی از دور وبری های ما اعم از مردم عادی ویا مسئولین الحق والانصاف نگاه مثبتی به دین دارند اما این نگاه مقدس وارزشمند در ترجمان حکومتی اش گاه به علاقه ترجمه می شود ونه ضرورت.خیلی از مسئولین ما نگاهشان به دین ودینداری عملا سکولاریستی است اما خودشان خبر ندارند.شاید با شنیدن اسم سکولاریسم حالت تهوع به آنها دست دهد اما ناخودآگاه در مقام بخشنامه وعمل در آن راه گام بر می دارند.

در این باورهای بی صدا ولی کمر شکن دین صرفا بعنوان یک علاقه تفسیر می شود ونه ضرورت.یعنی نمادهای دینی وروح معنوی حاکم برجامعه را ضروری ندانسته وصرفا آن را مانند علاقه به کارهای هنری مثل خطاطی ونقاشی می دانند.حتما دیده اید شاعران زبردستی را که آنقدر غرق در ساحت شعر وشاعری شده اند که اگر روزی بگذرد وچند بیتی شعر نسرایند مریض می شوند.بعضی ارادت ها به دینداری هم در همین حد است .این فکر معتقد است که قشری در جامعه وجود دارد که تا به هیئت نرود ونگاهش به سردر مسجدوحسینیه نیفتد آرام نیم گیرند.خب،وظیفه حکومت هم تامین نیازهای جامعه است،پس درنتیجه به مساجد وحوزه های علمیه کمک می کنیم،هزاران جلد قرآن چاپ می کنیم،زوج های جوان را هم می فرستیم کنار کعبه وهزار کار خوب دیگر.

این نگاه اگر چه مثبت وقابل تقدیر است اما تبعات خطرناکی را به دنبال دارد.مهم ترین مشکل آن اینست تصمیمات دینی کلان مجذوب آهن ربای انتخاب مردم است.حال چه این انتخاب درست باشد وعلی را به سرکار آورد وچه اشتباه باشد واو را خانه نشین کند.

نگاه درست آنست که حلال وحرام شرعی را برای جامعه نه یک انتخاب بلکه یک ضرورت بدانیم.عدم نگاه به دین بعنوان یک ضرورت در بزنگاه های مختلفی منشا خطر می شود و ویروس ناشناخته ای است که سالها بعد سرعت معنویت ناب را کند وآهسته میکند.آنگاه تکیه کلامت این می شود که مردم می خواهند فلان شود وهمان ها می خواهند فلان کار نشود.آنچه سروری می کند  نظر خلق می شود واگر نام نماز وروزه ای هم برده میشود طفیلی انتخاب وعلاقه فعلی مخلوقات است وبس.یعنی ابتدای کار با تسبیح وصلوات راه مسجدی شده باز می شود چون مردم می خواهند اما با تغییر ذائقه مردم درب مسجد تخته می شود ودر هر دو حال مسئول مربوطه نمازش را سر وقت بجا می آورد!

پس دین را بخاطر خود دین بخواهیم ونه بخاطر متدینین.




برچسب ها : دین



حتما می دانید که دعوای خدای دیدنی ونادیدنی واصطلاحا خالق محسوس وغیر محسوس از دیرباز بین ملحدان ومومنان عالم سابقه ای دیرینه دارد.ملحدانی که بیش از دل به چشمهایشان اطمینان داشتند ومومنانی که کوشیده اند تا با عقل ونقل بفهمانند همه چیز در دیدنیها وشنیدنیها خلاصه نشده وفراتر از اینجا هم خبرستانی هست.

جدای از این قیل وقال ها اصلا چه کسی گفته که خدای من وشما ندیدنی است؟آیا معقول است که خالق خودش را به مخلوق ننمایاند واین چه ربی است که عمری بگذرد وسروصدایی از ربوبیتش برنخیزد! نمی دانم .شاید دعای خیلی ها این بوده است که خدایا خودت را بما نشان بده تا از دیدنت کیف کنیم(شاید خجالت می کشند بگویند که با دیدنت مطمئن شویم!)

اما خداوند خیلی بیش از آنکه فکر می کنیم خودش را بما نشان داده است.خالق هستی بخش فراتر از طبیعت وبرهان نظم وصدیقین واین حرفها در مشکلات خودش را بما نشان داده است.اعتراف تک تک افراد بشر به وجود یک کارگشا وکار راه انداز ،درست در همان زمانی زیر انبوه مشکلات وغیر مطلوب ها کمرشان خم شده است نمونه ای عینی است از یا الله گفتن کسانی که به تعبیر قرآن مجید در میانه تلاطم امواج دریا ها واقیانوس ها غروب زندگیشان را نزدیک می بینند.گاه باید خدا را در میان آسمان دید .همان زمانی که هواپیمای حامل شما در چاله هوایی گیر می افتد ومعلوم نیست سالم بیرون بیاید.آنجا یکی از جاهایی است که خدا را تمام عیار مشاهده میکنید.

مشکلات ناخودآگاه(که بخاطر سوءاختیار به وجود نیامده اند)یکی از بزرگترین نعمت های خدا برای ماست.نمایشگاهی که خدا ،خدائیش را فریاد می زند.اگر ما بتوانیم با توکل وصبر پازل آنها را مدیریت کنیم شک نکنید که دانای به توحید ناب شده ایم .مشکلات ریز ودرشت فوت کوزه گری است که استاد به شاگرد نمی آموزد ومی گذاردشان برای روز مبادا.برای همان زمانی که نوزاد شیرخواره ،قد کشیده وعربده کشان فریاد(انما اوتیته علی علم عندی)سر می دهد وفکر می کند در ریاضیات عالم عددی بیش از صفر را داراست.

فقط یک سوال باقی می ماند وآن اینکه چرا خیلی از  راننده ها فقط هنگام دست اندازها از خواب بیدار می شوند؟




برچسب ها : صبر



در این چند هفته پای ثابت رسانه های دیداری وشنیداری حوادث خاورمیانه ومخصوصا چند کشور عربی منطقه است.نمایشنامه ای که با خودسوزی یک جوان در تونس آغاز شد وهنوز هم ادامه دارد.تصاویر همه گویا است .از مصر ولیبی تا یمن وبحرین واردن همه وهمه غیرت دینی شان به جوش آمده وبا گذار از حساسیت های قومی وپان عربیسم ،خواسته های اسلامی حتی توقعات به حق اقتصادی مردمان این کشور ها را به حاشیه رانده وکلمه حکومت اسلامی بیشتر از هر زمان دیگری شنیده می شود.

اینجا خاورمیانه است.همانجا که قرار بود حیاط خلوت وبهار خواب! آمریکا باشد وامروز وضع جور دیگری رقم خورده است.همه جا صدای اعتراض بلند است ونماز های جمعه شلوغ ترین جمعیت های نمازگزار را تجربه می کنند.بر خلاف روزهای اول که خبری از جماعت خانم ها نبود آنها هم آمده اند تا برخلاف میل حکومت هایشان نوعی نقش تعیین کننده سیاسی را در کارنامه خود ثبت کنند .

اما صدایی که از بحرین می رسد متفاوت است.خوب که گوش می کنی خبر از حسین است وقیام حسین.رهبران مذهبی برای تو آشناترند تا جاهای دیگر.اگر در میدان التحریر قاهره ندای (الشعب یرید اسقاط النظام)را شنیدی نتیجه اش این شد که یک نظامی رفت ونظامی دیگری جای او آمد .به همین راحتی انقلاب را مصادره کردند وجمعیت چند میلیونی قاهره را فرستادند دنبال غاز چرانی!اما وقتی گل سرسبد خواسته های ملتی برگرفته از قیام خونین اباعبدالله و(هیهات منا الذله ) باشد این جوشش نه ایستایی را تجربه می کند ونه فرسایشی شدن را.هیهات منا الذله یعنی ما می دانیم رسیدن به مروارید استقلال خون می خواهد.قوت واراده ای می خواهد تا بر سفتی صدف غلبه کند ورنگ روشنایی مروارید جلا بخش چشمان شود.خون شهدای قیام شیعیان بحرین که بسیاری از اهل تسنن را هم به دنبال خود کشیده است فورانی از خون مظلومانه حسین است در آبهای خلیج فارس وتبلوری تازه است از تشیع پسا کربلایی.برای رسیدن به این پیروزی باید عاشقانه وارد کارزار شد وعباس وار فداکاری کرد.واین هم دعای من است برای این شور ونوا:

اَمّن یجیب المظطر اذا دعاه ویکشف السوء(نمل.62)




برچسب ها : سیاسی


صفحات :
|  1  2  >  |